انسان ايرانی|Homopersicus
مقالات

اشغال سفارت آمریکا و گروگان‌گیری

 ابراهیم یزدی*


۱- اشغال سفارت امریکا و گروگان‌گیری در گفتمان سیاسی نمونه بارز یک «توطئه» محسوب می‌شود. بنا به گفته‌ها و نوشته‌های «دانشجویان خط امام»، ۱۰ یا ۱۲ دانشجو به طور پنهانی و محرمانه با هم جلسه می‌کنند و بدون اطلاع و کسب نظر از رهبر انقلاب، شورای انقلاب و یا دولت موقتِ منصوب رهبری، تصمیم می‌گیرند سفارت امریکا را اشغال کنند. در پاسخ به درخواست این دانشجویان، که این تصمیم به اطلاع رهبر انقلاب برسد گفته می‌شود لزومی ندارد، شما کارتان را انجام بدهید ایشان حمایت خواهند کرد. و اگر هم مخالفت کردند سفارت را ترک می‌کنید. در واقع این «گروه» با اشغال سفارت امریکا رهبری، شورای انقلاب و دولت و مملکت را در برابر عمل انجام شده‌ای قرار دادند و هزینه بسیار سنگینی به ملت و مملکت تحمیل کردند.

 ۲- در عصر روز یکشنبه ۱۳ آبان هنگامی که برای ارائه گزارش سفر به الجزایر به دیدن آقای خمینی رفتم، خبر حمله به سفارت امریکا و اشغال آن را، که همان روز صبح مطلع شده بودم، به اطلاع ایشان رساندم. ایشان با ناراحتی پرسیدند این‌ها چه کسانی هستند، بروید آن‌ها بیرون بریزید. نظر ایشان انجام همان کاری بود که در اشغال اول سفارت امریکا چند روز پس از پیروزی انقلاب، صورت گرفت. اما اشغال دوم یک تفاوت بسیار مهم با اشغال اول داشت و آن این بود که در اشغال اول، نیروهایی بیرون از انقلاب و وابسته به محافل خاصی در امریکا و در رأس آن آقای رأس پرو، سرمایه دار معروف تکزاسی، دست اندرکار بودند، آن را طراحی و اجرا کردند. در یک گزارش تحلیلی من دست اندر کاران حمله به سفارت امریکا در روزهای اول انقلاب و اهداف آن را و چگونگی خنثی کردن آن توطئه را نوشته و منتشر کرده‌ام. اما این بار طراحان و اجرا کنندگان از درون صفوف انقلاب بودند و می‌دانستم که از دست من کاری ساخته نخواهد بود. آقای خمینی ۳۶ یا ۴۸ ساعت بعد از اشغال و گروگان‌گیری در باره آن موضع گرفتند و آن را تائید کردند.

 ۳- حمله به یک سفارت خارجی و اشغال آن برای یک روز یا بیشتر در همه کشورها سابقه دارد. قبل از انقلاب دانشجویان ایرانی در اروپا دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در ژنو را اشغال کردند و اسناد فعالیت‌های ساواک را بردند و به صورت کتابی منتشر کردند. در امریکا ایرانیان مبارز ضد استبداد سلطنتی سفارت ایران در واشنگتن را به کرات اشغال کردند. بعد از انقلاب، گروه‌های مخالف ایران سفارت ایران در آلمان را اشغال کردند. در تمام این موارد دولت میزبان مسئول حفظ امنیت سفارت خانه‌های خارجی است. اگر چه این کار با جسارت و شجاعت همراه است اما در شرایط عادی یک عمل انقلابی محسوب نمی‌شود. آن چه موجب شد که حرکت دانشجویان یک اقدام انقلابی تلقی شود شرایط ویژه بعد از انقلاب ایران و اجازه ورود شاه به امریکا به رغم انقلاب ایران علیه استبداد سلطنتی بود.

۴- اشغال سفارت امریکا و نگهداری گروگان‌ها برای ۴۴۴ روز پیامدهای متعددی داشته است. بحث هر یک از این پیامدها از هر جهت لازم و مفید هستند. اما از حوصله این نوشته خارج است. شاید برای اشاره کوتاهی مجال باشد. به عنوان نمونه یکی از اثرات منفی این رویداد بر جنبش ضد جنگ (ویتنام) ضربه زدن و از بین بردن یک جنبش اجتماعی مترقی در جامعه امریکا و تقویت مواضع و موقعیت گروه‌های راست افراطی است. در ایران نیز گروگان‌گیری به عنوان یک حرکت انقلابی و ضد امپریالیستی به یک پوپولیسم هیجانی دامن زد و راه را برای تثبیت قدرت و هژمونی جریان راست هموار کرد.

یکی دیگر از پیامدهای گروگان‌گیری امضای دو بیانیه الجزایر و شش قرارداد الحاقی آن است که به تعبیر برخی از دست اندر کاران و اعضای گروه ایرانی مذاکره کننده با نمایندگان آمریکا در الجزایر، لغت به لغت به ضرر ایران بوده است. آیا اگر گروگان گیری نمی‌شد و یا برای ۴۴۴ روز ادامه پیدا نمی‌کرد عراق به ایران حمله می‌کرد؟ ما بارها گفته و نوشته و تحلیل کرده‌ایم که حمله عراق به ایران قابل پیش بینی و قابل پیش گیری بوده است. گروگان‌گیری زمینه‌ها و امکانات پیشگیری را از بین برد و به عراق، با چراغ سبز امریکا، جسارت لازم برای به ایران را داد.
 ۵- دانشجویان خط امام بعد از اشغال سفارت و گروگان‌گیری اظهار داشتند که برای مدت حد اکثر سه روز در سفارت می‌مانند و سپس آن جا را ترک خواهند کرد. حمایت برخی از احزاب و گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی از اقدام دانشجویان با این فرض بود که آن‌ها بعد از سه روز سفارت را ترک خواهند کرد. اما چنین نشد.یک اراده نافذی در جهت ادامه گروگان‌گیری با هدف شکست کارتر در انتخابات ریاست جمهوری امریکا وجود داشته است. گروگان‌ها را برای آزادی به فرودگاه مهرآباد بردند و سوار هواپیما کردند. اما به هواپیمای حامل گروگان‌ها درست در لحظه‌ای اجازه پرواز و ترک ایران داده شد که ریگان وارد کاخ سفید و کارتر از آن خارج شد. چه ارتباطی میان ادامه گروگان‌گیری برای مدت ۴۴۴ روز و جلوگیری از انتخاب مجدد کارتر وجود داشته است؟ در حالی که ریگان نماینده افراطی‌ترین گروه‌های دست راستی امریکا بود، شکست کارتر در انتخابات خواست کدام گروه قدرتمند با نفوذ سیاسی در امریکا بود و چه نفعی برای ایران داشت؟

از نظر واقع گرایی سیاسی برای کشورهای جهان سومی انتخاب ریگان به مراتب زیان بار تر از کارتر بود. در هنگام طرح مسئله گروگان‌ها در مجلس اول، نمایندگان مجلس هر یک به وسع خود در باره جنایات امریکا سخن‌ها گفتند. از آن میان باید از مرحوم محمد منتظری یاد کنم، که به رغم بعضی رفتارهای نا متعادل در دوران پس از انقلاب، به خصوص در دوره دولت موقت، در سخنان خود در مجلس هوشیاری سیاسی خود را نشان داد و با صراحت تاکید کرد که باید گروگان‌ها قبل از برگزاری انتخابات امریکا آزاد شوند. در غیر این صورت ریگان انتخاب می‌شود که به مراتب بد تر از کارتر است؛ و این سخنی منطقی و واقع بینانه بود. اما در میان هیاهوها نا شنیده ماند.

۶- دانشجویان خط امام باید برای مردم، حد اقل بعد از سی و چند سال، توضیح دهند که چه شد که اشغال سفارت امریکا به جای سه روز ۴۴۴ روز ادامه یافت؟ چه کسانی و چه نیروهایی در روی صحنه یا در پشت صحنه موجب ادامه آن شدند تا کارتر انتخاب نشود؟ در طول این ۴۴۴ روز به دفعات موجباتی پیش آمد که برای برون رفت از مشکل، گروگان‌ها به دولت شورای انقلاب تحویل داده شوند، اما دانشجویان هر بار از اجرای حتی مصوبه شورای انقلاب هم سر باز زدند. چرا؟

۷- من جواب این چرا را وقتی یافتم که کتاب کارتر را به نام «فلسطین: صلح، نه آپارتاید» خواندم (رک: فلسطین، صلح به جای تبعیض نژادی/ترجمه علی اکرمی با مقدمه مهندس میثمی، جیمی کارتر/نشر صمد یه). کارتر در این کتاب اسرائیل را عامل اصلی ادامه جنگ در خاورمیانه معرفی می‌کند. اسرائیل، به نقل از کارتر، به رغم تعهدات مکرر از اجرای قطعنامه ۲۴۲ سازمان ملل متحد و به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی در اراضی اشغال شده توسط اسرائیل در جنگ جون ۱۹۶۷، سر باز زده است. انتشار این کتاب موجی علیه اسرائیل در امریکا به وجود آورد. مردم امریکا بیش از هر زمان نگران تعارض میان منافع ملی کشور خود با سیاست‌های اسرائیل در خاور میانه شده‌اند. بخشی از موضع گیری‌های بارک اوباما در برابر نتانیاهو از این منظر قابل درک و تفسیر است. کارتر در این کتاب شرح می‌دهد که برای حل بحران خاورمیانه چگونه اعراب را برای به رسمیت شناختن اسرائیل و اسرائیل را برای به رسمیت شناختن حقوق فلسطینیان در داشتن یک سرزمین و کشور مستقل تحت فشار قرار داده است و اسرائیل این تعهدات را در چندین نوبت امضاء کرده است. اما حاضر به اجرای آن نیست. این فقط سیاست یا نظر کارتر نبود. بوش پدر برای وادار کردن اسرائیل به توقف خانه سازی در سرزمین‌های اشغالی در جنگ ۱۹۶۷، پرداخت چندین میلیارد کمک‌های امریکا به اسرائیل را برای مدتی به تعویق انداخت.

دانشجویان خط امام را به سوء نیت و خدای نکرده وابستگی به دشمنان ایران متهم نمی‌کنم. آن‌ها با احساس سیاسی و به قصد خدمت به انقلاب دست به این کار زدند. در میان آن‌ها کسانی با ضریب هوشی بسیار بالا و متعهد به منافع ملی و آرمان‌های انقلاب هستند و می‌توانند و باید این مسئله را روشن کنند. یافتن پاسخ به این پرسش فقط برای روشن شدن زوایای تاریک یک رویداد در گذشته نیست، بلکه برای ریشه یابی بسیاری از رویدادهای بعد از انقلاب و مناسبات و درگیری‌ها و موضع گیری‌های سیاسی له و علیه گروه‌ها و شخصیت‌های موثر در انقلاب ونیز آن چه امروز در کشورمان می‌گذرد و بر سر انقلابمان آمده است و می‌آید، ضروری است.


مطالب مرتبط

بازخوانی، تردید و بازسازی برخی پیش فرض‌ها انقلاب اسلامی ایران

انسان ایرانی
۱۳۹۱-۰۴-۰۲

تمرکز یا عدم تمرکز قدرت در ایران: بخش نخست

انسان ایرانی
۱۳۹۲-۰۲-۲۴

بررسی اندیشه‌های میرزا یوسف مستشارالدوله تبریزی

انسان ایرانی
۱۳۹۳-۰۴-۰۹
خروج از نسخه موبایل