عضو شوید !

برای اطلاع از مطالب منتشره به ما بپیندیدو

رخداد

دسته: نقد و بررسی

نقد و بررسی کتاب

واکاوی کتاب «نگاهی به شاه» 

رضا صادقیان*

اشاره و نقدهای منتشر شده درباره کتاب

هیچ نوشته تاریخی را نمی‌توان یافت که ایرادهای تاریخی به آن راه نیافته باشد و مدعی شد که آن گفتار و یا نوشتار تنها بازگوکننده تمام حقیقت در دوره‌ای خاص است. بدون شک هرکدام از کتاب‌های تاریخی که به نگارش درآمده و یا تاریخ شفاهی که به‌صورت مکتوب منتشر شده باشند، با نقدهایی همراه خواهد بود. چرا که تاریخ را- خصوصاً تاریخ دوره معاصر که بیش از دیگر دوره‌های تاریخی در ایران از حساسیتی خاص برخوردار هست- آن‌چنان‌که گفته‌اند و نوشته‌اند از زوایای مختلفی مورد پژوهش و بازبینی قرارگرفته و هرکدام از تاریخ‌نگاران کوشیده‌اند بخش‌هایی که به گمانشان مهم‌تر و کمتر دیده شده را برجسته ساخته و در نهایت پیش‌زمینه‌ها و یا فرضیه‌های ذهنی خویش را به اثبات رسانند.

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

وضعیت علم و دانشگاه در ایران 

گفتگو با دکتر یوسف اباذری**

 

*در این مدت بحث درباره آمار تحقیقات علمی در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ماجرا به نظرم از آنجا شروع شد که گفته شد به لحاظ تحقیقات علمی در مقایسه با کشورهای دیگر عقب هستیم. یک نوع تکاپو آغاز شد که این عقب‌افتادگی جبران شود و مانند هر کار دیگر در درجه اول به نظر رسید که باید یک شاخص کمی درست کنیم تا این پیشرفت با آن سنجیده شود. توجه به ISI و دیگر شاخص‌های کمی به نظرم از همین‌جا شروع شد. شما در مهر سال 1383 گفت‌وگویی با روزنامه شرق انجام دادید و اگر اشتباه نکنم از اولین کسانی بودید که به این نوع نگاه، انتقاد داشتید. اکنون بعد از پنج سال ISI مشکلات خود را دارد نشان ‌می‌دهد و تا حدی هم دردسرساز شده و به نظر می‌رسد بسیاری از انتقادات شما درست بوده است. واقعاً مشکل اصلی ISI و سایر شاخص‌های کمی سنجش علم و به‌طور کلی نگاه کمی به علم در چیست؟

 

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی کتاب

مروری بر کتاب «روزهای خدا» 

مروری بر کتاب «روزهای خدا» نوشته جیمز بوکن درباره ایران*

«انقلاب ایران از آن دسته رخدادهایی بود که مسیر تاریخ در آن عوض می‌شود. سقوط حکومت پادشاهی ایران فقط نظم سیاسی در خاورمیانه را مختل نکرد بلکه نگاه تازه‌ای هم برای نظاره کردن امورات انسانی با دیدی معنوی وارد دنیای سیاست کرد.»

جیمز بوکن، نویسنده کتاب «روزهای خدا» یا ایام‌الله، با عنوان فرعی «انقلاب در ایران و پیامدهای آن» با نوشتن چنین جمله‌ای به تأثیر دامنه‌دار انقلاب ایران و تشکیل جمهوری اسلامی اشاره دارد.

 کتاب روزهای خدا، مروری بر فراز و نشیب‌های تاریخ سیاسی معاصر ایران است. به گفته نویسنده، او بار اول در سال ۱۹۷۴ و در حالیکه ۱۹ سالش بود به ایران رفت و مدتی در این کشور زندگی کرد: «من در سالی به ایران رفتم که قیمت نفت خام چهار برابر شده بود و اروپا نیروگاه‌هایش را خاموش کرده بود.»

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی کتاب

مدخلی بر تاریخ و نظریه اجتماعی 

دکتر حسینعلی نوذری

 

 تاریخ دیرپای دانش و معارف بشری در مسیر رشد و تکامل خود، به‌ویژه ازنظر رابطه میان شاخه‌ها و رشته‌های مختلف آن، شاهد فرازوفرودهای بسیاری بوده است. زمانی «دراز اندیشه وحدت کلیه رشته‌های علوم و معارف بشری» بر مناسبات میان رشته‌های مختلف دانش سایه‌گستر بود. تقسیم‌بندی و تنوع شاخه‌ها و رشته‌های مختلف علوم نیز با عنایت به وحدت مذکور در قالب «تقسیم‌بندی درختی» معنا می‌یافت: بسته به اینکه کدام رشته از علم خاستگاه و ریشه یا «مادر همه علوم» بشمار می‌رفت، سایر رشته‌ها نیز تنه، ساقه، شاخه و برگ «درخت معرفت بشری» را تشکیل می‌دادند. زمانی فلسفه، مدتی ریاضیات، دیری ادبیات و دیرگاهی ادبیات به‌منزله «ریشه یا مادر همه علوم» محسوب می‌شدند.
 

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی کتاب

آرمان‌شهر در اندیشه ایرانی 

    بررسی و نقد کتاب:

 

نویسنده: حجت‌الله اصیل

نشر نی، ویراست دوم، 1381

 

کاری از: سید محسن هاشمی sayyedmohsenhashemy@gmail.com

 

آرمان‌شهر هرچند واژه‌ای جدید در ادبیات ایرانی است، اما مفهوم آن در اندیشه سیاسی و اجتماعی و ادبیات آنان و حتی غیر ایرانیان جایگاهی بس کهن دارد. هر قوم و آیینی برای خویش آرمان‌شهرهایی دارد که بررسی آن می‌تواند به کشف یکسری ویژگی‌های مشترک بینجامد. اشتراکی که بر اساس آن همه انسان‌ها به دنبال جامعه آرمانی بوده‌اند تا نداشته‌ها و آرزو داشته‌های خود را در آنجا بیابند و حتی از آن برای اعتراض به وضع موجود استفاده کنند. منابع دین زرتشتی به‌عنوان کیش ایرانیان باستان فراوان دارد آثاری از آرمان‌شهر که در آن انسان‌ها در صفا و شادی در طبیعت و در میان نعمت‌های بی‌شمار آن زندگی می‌کنند و عمری جاودانه دارند.

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

زبان پارسی در هیولاشهر تهران! 

چرا انگلیسی پراندن را نشانهٔ «سواد» می‌پنداریم؟

 

 پس از تازش ویرانگر مغولان به ایران، بسیاری از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی فروپاشید و دانشوران و باسوادان و اهل دانش و فضل یا کشته شدند یا به آوارگی رفتند و در ناکجاآبادها درگذشتند. پس از فرونشستن گردوخاک و فروکش کردن خوی وحشیانه، قلم در کف مشتی منشی بی‌کفایت و فضل فروش افتاد که برای نشان دادن سطح سواد خود به جای نگارش به زبان پارسی آن دوران، شروع کردند به واردکردن واژه‌های عجیب و غریب و کمیاب زبان تازی که حتا شاید در خود زبان عربان نیز چندان کاربرد نداشت. این منشیان حتا واژه‌های رایج عربی‌تبار را نیز با واژه‌ها و ترکیب‌های گمنام‌تر عربی جایگزین کردند. این منشیان (به ویژه از دوران صفویان به بعد) صرف و نحو زبان عربی را نیز بر پارسی تحمیل کردند و واژه‌های پارسی را نیز با دستور زبان عربی صرف می‌کردند. برای نمونه از واژهٔ «مُهر» پارسی صفت «ممهور»(!) یعنی مهرشده و از «کلاه» پارسی صفت «مُکلا» به معنای کلاه‌پوش یا کلاهدار را ساختند. یا به جای «کفشگر»، از «کفش» پارسی واژهٔ «کفاش» را ساختند.

 

 

بیشتر بخوانید