عضو شوید !

برای اطلاع از مطالب منتشره به ما بپیندیدو

رخداد
دیدگاه دیگر

مردم قبل از سیاست 

«مردم قبل از سیاست»

سعید مقیمی

انتخابات آمریکا با تب و تاب داخلی و بین‌الملل زیادی به پایان رسید. به مدد وجود ماهواره غیر قانونی همسایه مان!؟ این فرصت نیز برای من پیش آمد که سخنرانی کاندیداهای پیروز و شکست خورده را ببینم و بشنوم. به تحلیل سیاسی مطالب و تبعات داخلی و خارجی این انتخابات فرمایشی!؟ کاری ندارم. این مهم را به کارشناسان برجسته و مستقل و همچنین مقامات همه چیز دان واگذار می‌کنم. اما جهت جلوگیری از سرخوردگی خودم هم که شده بد نیست به چند نکته ساده و غیر مهم اشاره کنم.

بیشتر بخوانید
مقالات

مشروعیت سیاسی و تحولات مفهومی 

 احمد بنی جمالی

 

1- مفهوم مشروعیت (اگر آن را معادل درستی برای legitimacy بدانیم) مفهومی دیرپاست، از این جهت که سابقه آن به شکل گیری نهادهای مدنی و طرح موضوع چرایی اطاعت سیاسی یا سوالاتی از این دست برمی گردد. پرسش از دلایلی که از یک سو حکام بر اساس آنها به قدرت و سلطه خود مشروعیت می‌بخشند و از سوی دیگر متابعان داعیه حکومت به قدرت را تصدیق می‌کنند. این تامل نظری درباره آنچه قدرت را به حق و سلطه را به اقتدار تبدیل می‌کند رویکردی هنجاری در درون سنت فلسفه سیاسی بود و عمدتا با مباحثی در حوزه صدق نظری و انتزاعی مشروعیت سر و کار داشت. در دوران معاصر اما هر چه جلوتر آمده‌ایم مشروعیت بیشتر به مفهومی مرتبط با مناسبات قدرت و اشکال و پیامدهای آن نزدیک شده است و به مباحثی چون زمینه های ذهنی و عینی مشروعیت حکومت‌ها، گونه شناسی منابع مشروعیت، دلایل تزلزل مشروعیت و پیامدهای آن بر نظام‌های سیاسی توجه نشان داده است. در واقع این ماکس وبر بود که در ابتدای قرن بیستم و در کتاب «اقتصاد و جامعه» مفهوم مشروعیت را در چارچوب جامعه شناسی سیاسی و با تاکید بر گونه شناسی آن مورد بحث قرار داد. در نظام مفاهیم وبری، صورت‌های آرمانی مشروعیت در سه گونه سنتی، کاریزماتیک و قانونی – عقلانی خلاصه می‌شد. مشروعیت سنتی ناشی از پذیرش و تصدیق رسوم و سنن، عرف و ارزش‌های مشترک و لازم الاتباع بود که در مقابل اقتدار کاریزمایی ناشی از اعتقاد به فرهمندی و ویژگی‌های ذاتی و خارق العاده شخصی حاکم بود که از ایمان و ارادت اتباع و رابطه عاطفی آن‌ها با رهبر کاریزماتیک منشا می‌گرفت. این شکل از مشروعیت، موجد بیشترین مشروعیت‌ها بود اما در کوتاه مدت و در غیاب کاریزما، در سنت تازه یی نهادینه و روالمند می‌شد. اقتدار قانونی – عقلانی اما که اساسا پدیده یی مدرن بود بر تصدیق اعتبار غیرشخصی قوانین موضوعه و اختیارات و صلاحیت حاکم قرار داشت. این شکل از اقتدار ناشی از قرارداد میان شهروندان آزاد و واجد حقوق در یک سرزمین مشترک و مشاع و از دیدگاه وبر پایدارترین مشروعیت‌ها محسوب می‌شد.

بیشتر بخوانید
مقالات

حماس بین اخوان المسلمین و تهران باید یکی را برگزیند 

 

روحانیون ایران یا اخوان المسلمین مصر: جنبش حماس در نوار غزه بر سر جهت گیریِ راهبردی خود در کشمکش است – و برای موجودیتش.

به مدد بهار عربی، امروز جنبش حماس که در نوار غزه حاکم است در مقابل تصمیم گیری‌های مهمی ایستاده است. اولین تغییر راهبردی اتفاق افتاده است: مرکز حماس در دمشق برچیده شد – به بهای مناسبات خوب با بزرگ‌ترین حامی‌اش یعنی ایران.

اکنون به جای آن مناسبات با متحدان آمریکا چون مصر و قطر و ترکیه بهبود می‌یابد. اما اینکه حماس در این رقابتِ روز افزون منطقه ای به کدام طرف می‌پیوندد، چه پیمان‌هایی را می‌بندد، به این‌ها در داخل جنبش پاسخ داده نمی‌شود. جنبش در مورد این پرسش محوری که چه برخوردی باید با تغییرات داشت دچار دودستگی است.

بیشتر بخوانید
مقالات

زمانی متفاوت؛ فردگرایی و توسعه سیاسی در ایران 

دکتر سعید مقیمی*

 

طرح مسئله

«فردگرایی» و حقوق مرتبط با آن با توجه به تأثیر فراگیرش در شکل‌گیری و تداوم عصری جدید در تاریخ بشری به مقوله‌ای اساسی و معتبر در نظریه‌های سیاسی بدل شده است. ارتباط وثیق این مفهوم با اصول و آرمان‌هایی چون آزادی، برابری، قانون‌گرایی، دمکراسی موجب شده که پایه ریزی هر مکانیسم جدیدی از قدرت سیاسی بدون بهره‌گیری از ملزومات و حضور پر رنگ چنین مفهومی ناکارآمد بوده و در نهایت ره به جایی نبرد. این پژوهش در صدد است که مبحث توسعه سیاسی را در قالب بحث «حدود» و «امکان» فرا روی جامعه به گفتگو گرفته و نشان دهد در گذشته علی‌رغم ترسیم حدودهای فراخ برای تغییر و تحول، در واقع چنین «امکانی» برای جامعه وجود نداشته است.

 

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

در ستایش شرم (جامعه شناسی حس شرم در ایران) 

هان، ای شرم

سرخی‌ات پیدا نیست!

شکسپیر، هاملت، پرده‌ی سوم

 رنگ شرم، سرخ است؛ رنگ خشم و عصیان، در تجربه‌ی حس شرم، سرخی حاصل خشم به خود و در پی آن، تمایل به عصیان علیه خود است؛ خود چه به مثابه‌ی یک فرد، و چه یک گروه، یا سازمان، یا طبقه و یا یک ملت. از همین رو چه کمیاب می‌نماید این سرخی! آن هم برای ما ایرانیان که بسیار از نگریستن به خود و نقد خود گریزانیم و بنابراین چه اندک سرخ می‌شویم.

بیشتر بخوانید