عضو شوید !

برای اطلاع از مطالب منتشره به ما بپیندیدو

رخداد
مقالات

بازرگان؛ سیاست لیبرال منش و الهیات راست کیش 

 مقصود فراستخواه

 

طرح مسأله، فرض این نوشته و نحوۀ آزمون آن

 چرا بازرگان یک روشنفکر دینی شد به جای اینکه روشنفکر عرفی باشد؟ تا حد زیاد به نهضت ملی و رهبری محبوب و مردمی آن یعنی شادروان دکتر محمد مصدق تعلق خاطر بی شائبه داشت پس چرا متمایز از فکر ملی و جریان سیاسی سکولار آن، گروه سیاسی جداگانه ای بر مبنای نوگرایی دینی و آزادیخواهی دینی به وجود آورد؟ فرض این نوشته آن است که یک علت عمده را باید در الهیات بازرگان جستجو کرد. بازرگان با وجود اینکه به لحاظ سیاسی و فرهنگی، نگرش و منش لیبرالی داشت ولی الهیات او، اصلاً الهیات لیبرال نبود.

 

 

بیشتر بخوانید
مقالات

دموکرات یا اقتدارگرا، درباب مصدق و مسئله دموکراسی 

دکتر احمد بنی جمالی**

 

«در حکومت مشروطه تنها یک قدرت اصیل و لایزال موجود است و آن نیروی ملت است که اگر به معنای واقعی بروز و ظهور نکند مشروطیت و دموکراسی معنای واقعی خود را از دست می‌دهد. هرچند به ظاهر مجلسی وجود داشته و عده‌ای به نام نمایندگی مردم در آن جمع شوند. برای این خدمت گذار هیچ لذتی بالاتر از این نیست که می‌بینم قدرت ارادهٔ ملت به مفهوم واقعی به ظهور رسیده و محکم‌ترین تکیه گاه و بزرگ‌ترین ضامن حفظ و بقای مشروطیت ما شده است.»

نطق رادیویی مصدق پس از رفراندوم انحلال مجلس

 

بیشتر بخوانید
مقالات

ساخت یابی روشنفکری دینی، مطالعه موردی مهندس بازرگان 

دکتر رحیم خستو

 

چکیده

 این بررسی سعی دارد با الهام از نظریه ساختاربندی (structration theory)به مطالعه روشنفکری دینی و مطالعه موردی مهندس مهدی بازرگان پردازد. روشنفکران دینی به عنوان یکی از جریان‌های فکری ایران معاصر علاوه بر اینکه خود محصول شرایط جامعه در حال گذار هستند با اندیشه و عمل خود در شکل دهی به ذهنیت و نهادها و روابط سیاسی نیز نقش ایفا نمودند. با توجه به اینکه روشنفکران نسل‌های پیشین در ساحت اندیشه و عمل به انسجامی دست نیافتند. نیروهای ظهور یافتند که بعدها به روشنفکران دینی معروف شدند.

بیشتر بخوانید
مقالات

گزینش نام ایران 

یادداشتی را که از نظر می‌گذرانید، مقاله ای از سعید نفیسی در روزنامه اطلاعات است که بعد از رسمی شدن عنوان ایران، دلایل و توجیه تاریخی و فرهنگی این انتخاب را با عموم مردم در میان گذاشته است.

تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با نام رسمی «پارس یا پرشین» می‌شناختند، اما در دوران سلطنت رضاشاه حلقه ای از روشنفکران باستان گرا مانند سعید نفیسی، محمد علی فروغی و سید حسن تقی زاده با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که نام کشور را رسما به «ایران» تغییر داده و به این منظور اقداماتی انجام دادند. بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، «سعید نفیسی» از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد، این پیشنهاد در آذر ماه 1313 شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت.

بیشتر بخوانید