عضو شوید !

برای اطلاع از مطالب منتشره به ما بپیندیدو

رخداد

دسته: نقد و بررسی خودمان!

نقد و بررسی خودمان!

ماجرای یک سرقت علمی دیگر 

ماجرای یک سرقت علمی جدید؛ کتاب‌سازی به سبک جناب حجت‌الاسلام*

 

«رسانه شیعه» اولین کتاب من است. کتابی که پنج سالی پژوهش و نگارشش طول کشید و بعد از ماجراهای بسیار در زمستان ۸۷ منتشر شد. این کتاب نخستین اثری بود که با رویکرد جامعه‌شناسانه دربارهٔ آیین عزاداری در ایران منتشر شده و نیز نخستین اثری (حداقل در زبان فارسی) که در آن سیر تاریخی پ‍یدایش، تکوین و حیات مجالس و آیین‌های عزاداری از آغاز یعنی دوران امامان شیعه تا امروز در یک خط تاریخی متصل بررسی شده است. این جایگاه اما به آسانی به‌دست نیامد. پنج سال تمام خواب و خوراک من شده بود این موضوع. حریصانه به هر منبعی که گمان می‌کردم رد و نشانی از سیر عزاداری‌ها دارد سرک می‌کشیدم. از این کتاب به آن کتاب، از این سند به آن سند. طبعاً بخش مهمی از این جستن‌ها مدیون منابع پراکندهٔ پیشین بود.

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

روشنفکر ایرانی:” انقلاب و جستجوی ناتمام” 

دکتر رحیم خستو

 

“روشنفکر” از مفاهیم مناقشه بر انگیزی است که کمتر به تعریف جامعی از آن می‌توان دست یافت، برخی تعاریفی که برای روشنفکری ارائه گردیده است. عبارت‌اند از: نقادی، سنت شکنی و یا نقد سنت‌های موجود، اندیشه ورزی، نو اندیشی، خلق ارزش‌های نوین، تبلیغ دانایی، تشخیص دهنده مصائب و دردهای اجتماعی، سیاسی، …

برخی روشنفکری را محصول اندیشه‌های روشنگری می‌دانند و مؤلفه‌های چون جسارت دانستن، استفاده از عقل در قلمرو عمومی،. برای آن لحاظ می‌نمایند. در این تعریف روشنفکر چون” عاملی” در تولید دانش دخالت آگاهانه داشته و در پی تغییر و ساختن دائمی جهان بر می‌آید.

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

بایدها و نبایدهای یک راه 

چه آسیب‌های درونی متوجه راه سوم است؟ راهی نانوشته و پرمخاطره با یشترین تولیدات فرهنگی و تأثیرات اجتماعی در تاریخ معاصر ایران. راهی که تاکنون قادر بوده هرچند یک‌بار موج دموکراسی خواهی را رقم بزند و ناخودآگاهی تاریخی را به انباشتی از خودآگاهی و تجربه برای گروه‌های مختلف اجتماعی تبدیل کند. آسیب‌شناسی این مخاطرات در حوزه اندیشه‌ورزی و راه و روش انسجام‌بخشی حائز اهمیت است.

 

در میزگرد حاضر دکتر نوذری راه سوم را داینامیک و فعال می‌داند و معتقد است اگر راه مذکور فراست خود انتقادی را همچون نسل‌های مختلف فرانکفورتی‌ها برجان بخرد، و از راه به روش شناخت ویژه‌ای نزول نکند، دچار خطر ایدئولوژی زدگی نخواهد شد.

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

ورای تقلب و انتحال 

سهند ستاری

از کتاب سازی تا پایان‌نامه‌ فروشی؛

                       از گذشته استادان تا آینده دانشجویان با تمرکز بر مورد محمود خاتمی


۱ –
سایت دیلی‌نوس (daily nous) پنجم نوامبر مقاله‌ای تحت عنوان «نمونه‌ای از انتحال گسترده (یادداشت میهمان)» منتشر کرد که به ماهیت معرفتی و امانت‌داری در آثار انگلیسی دکتر محمود خاتمی، استاد تمام فلسفه دانشگاه تهران، پرداخته است. مقاله بخش‌هایی از رساله دکترای محمود خاتمی در دانشگاه دارام انگلستان را نقل می‌کند که در سال ۱۹۹۶ از آن دفاع شده. این مقاله مدعی است بخش‌هایی که در رساله ایشان ذکرشده، کلمه به کلمه از کتابی نقل‌شده که در ۱۹۷۴ منتشر شده است. این در حالی است که در فهرست منابع رساله ایشان هیچ اشاره‌ای به این کتاب نشده. جالب آنکه سامی هاوی (Sami Hawi) کتاب «طبیعت‌گرایی اسلامی و عرفان 1» را در سال ۱۹۷۴ درباره ابن‌طفیل نوشته بود و رساله محمود خاتمی درباره ملاصدرا بوده و در این رساله نام صدرا جایگزین نام «ابن‌طفیل» شده است. این مقاله همچنین مدعی است بخش‌های دیگر رساله او نیز از کتاب‌های دیگری برداشته شده.

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

وضعیت علم و دانشگاه در ایران 

گفتگو با دکتر یوسف اباذری**

 

*در این مدت بحث درباره آمار تحقیقات علمی در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. ماجرا به نظرم از آنجا شروع شد که گفته شد به لحاظ تحقیقات علمی در مقایسه با کشورهای دیگر عقب هستیم. یک نوع تکاپو آغاز شد که این عقب‌افتادگی جبران شود و مانند هر کار دیگر در درجه اول به نظر رسید که باید یک شاخص کمی درست کنیم تا این پیشرفت با آن سنجیده شود. توجه به ISI و دیگر شاخص‌های کمی به نظرم از همین‌جا شروع شد. شما در مهر سال 1383 گفت‌وگویی با روزنامه شرق انجام دادید و اگر اشتباه نکنم از اولین کسانی بودید که به این نوع نگاه، انتقاد داشتید. اکنون بعد از پنج سال ISI مشکلات خود را دارد نشان ‌می‌دهد و تا حدی هم دردسرساز شده و به نظر می‌رسد بسیاری از انتقادات شما درست بوده است. واقعاً مشکل اصلی ISI و سایر شاخص‌های کمی سنجش علم و به‌طور کلی نگاه کمی به علم در چیست؟

 

بیشتر بخوانید
نقد و بررسی خودمان!

زبان پارسی در هیولاشهر تهران! 

چرا انگلیسی پراندن را نشانهٔ «سواد» می‌پنداریم؟

 

 پس از تازش ویرانگر مغولان به ایران، بسیاری از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی فروپاشید و دانشوران و باسوادان و اهل دانش و فضل یا کشته شدند یا به آوارگی رفتند و در ناکجاآبادها درگذشتند. پس از فرونشستن گردوخاک و فروکش کردن خوی وحشیانه، قلم در کف مشتی منشی بی‌کفایت و فضل فروش افتاد که برای نشان دادن سطح سواد خود به جای نگارش به زبان پارسی آن دوران، شروع کردند به واردکردن واژه‌های عجیب و غریب و کمیاب زبان تازی که حتا شاید در خود زبان عربان نیز چندان کاربرد نداشت. این منشیان حتا واژه‌های رایج عربی‌تبار را نیز با واژه‌ها و ترکیب‌های گمنام‌تر عربی جایگزین کردند. این منشیان (به ویژه از دوران صفویان به بعد) صرف و نحو زبان عربی را نیز بر پارسی تحمیل کردند و واژه‌های پارسی را نیز با دستور زبان عربی صرف می‌کردند. برای نمونه از واژهٔ «مُهر» پارسی صفت «ممهور»(!) یعنی مهرشده و از «کلاه» پارسی صفت «مُکلا» به معنای کلاه‌پوش یا کلاهدار را ساختند. یا به جای «کفشگر»، از «کفش» پارسی واژهٔ «کفاش» را ساختند.

 

 

بیشتر بخوانید